نامه عاشقانه (LOVE LETTER) نسخه ایرانی

After Five Games
قیمت: 56,000 تومان

در پی دستگیریِ ملکه ماریانا، به‌جُرم خیانت به مملکت، هیچ‌کس به‌اندازه‌ی دختر او، شاه‌دُخت آنِت غصّه‌دار نیست! خواستگاران، از گوشه و کنار شهر  تلاش می‌کنند تا با اظهار عشق به آنِت، غصّه‌ی او را التیام داده و او را به زندگی بازگردانند. شما، یکی‌از این خواستگارانید و تلاش می‌کنید تا نامه‌ی عاشقانه‌ی خود را به شاه‌دُخت برسانید! از بخت بد، شاه‌دُخت، خود را در اتاقی در کاخ، محبوس کرده و شما برای رساندنِ پیغام‌تان باید به واسطه‌ها اعتماد کنید!
در طول بازی، شما یک کارت مخفی در دست خود دارید. این کارت، نشانگر فردی است که پیغام عشقِ شما را برای شاه‌دُخت خواهد بُرد. بکوشید تا در پایان روز، نامه‌ی عاشقانه‌ی شما در دست نزدیک‌ترین فرد به شاه‌دُخت باشد؛ بدین‌ترتیب زودتر از سایر نامه‌ها، به‌دست شاه‌دُخت خواهد رسید!


56,000 تومان
بازی فکری
رده سنی2 تا 4 نفر
12 سال به بالا
مدت زمان بازی30 تا 60 دقیقه
بسته شاملکارت های بازی
پيچيدگي و سختي بازینیمه سبک

بازی فکری و کارتی نامه عاشقانه Love Letter

نگهبان، نگاهی به سرتاپای بارتولومیو کایس انداخت و ابرو درهم کشید: "متأسفم، جناب کایس ولی شاه‌دُخت، کسی رو به‌حضور نمی‌پذیرند! ایشون، بعد از زندانی شدنِ مادرِشون، بسیار غمگین هستند..."
آهنگساز جوان، سری به نشانه‌ی تأسف و هم‌دردی تکان داد: "بله، متوجه‌ام... ولی من صرفاً برای دیدارِ ایشون، این‌جا نیستم؛ من برای تعلیم آواز به ایشون، اومده‌م..."
نگهبان -که زنی خشن بود- درحالی‌که ابرویش را بالا می‌انداخت، گفت: "ایشون در حال حاضر، استاد آواز خودشون رو دارن!"
صدایی مهربان در راهرو -که اقامت‌گاه سلطنتی را به کاخ متّصل می‌کرد- طنین‌انداز شد: "مطمئنم که این مرد می‌دونه که آنت، استاد خودش رو داره، اودِت!"
نگهبان و آهنگساز جوان برگشتند و سوزانا، یکی‌از ندیمه‌های شاه‌دُخت آنِت را دیدند که به‌سوی‌شان می‌آمد: "چیزی که آهنگساز جوان ما می‌خوان بگَن، اینه که آنِت، اثر جدید ایشون رو برای تمرین درخواست کرده‌..." زن جوان، لبخندی تحویل نگهبان و چشمکی شیطنت‌آمیز تحویلِ بارتولومیو داد!
بارتولومیو توماری مُهرو موم‌شده را از کیسه‌اَش خارج کرد و با لبخند و سر تکان دادنی آقامنشانه گفت: "مهربانی بی‌حدّ شماست، سوزانای عزیز، اگه این نُت‌ها رو به‌دستِ ایشون برسونین...!"
نگهبان، تومار را از او گرفت ولی در هنگامِ دست‌به‌دست شدن، چیزی در درونِ تومار، تکان خورد و صدا کرد! نگهبان، در‌حالی‌که تومار را کنارِ گوش خود تکان می‌داد، گفت: "این دیگه چی بود؟!"
بارتولومیو با خود اندیشید: "قطعاً مجسّمه‌ی کوچک پرنده‌ای که شاه‌دُخت شیفته‌ی اونه، نیست!" و جواب داد: "اِ... پَر و مقداری مرکّب که برای نوشتنِ نُت‌ها استفاده کرده‌م... شاید شاه‌دُخت یا استادِشون بخوان چیزی رو تغییر بدن!... همیشه همراه‌با یک قطعه‌ی جدید، مرکّب و پَر رو هم می‌فرستم..."
سوزانا به‌آرامی تومار را از دست نگهبان شکّاک گرفت!: "اَه! بس کن، اودِت! این‌ها فقط کاغذهای نُت‌ هستن!" سپس در‌حالی‌که بازوی بارتولومیو را لمس می‌کرد، گفت: "مطمئن باشین که این کاغذها به‌دست شاه‌دُخت خواهند رسید! شک ندارم که ایشون، بسیار مشتاقِ دریافت این بسته هستند!"

 

 

نظر خود را در مورد این کالا بیان کنید. ارسال نظر
تاکنون نظری ارسال نشده است.